توضیحات
معرفی کتاب «جستاری در توجیه آراء قضایی»
توجیه رأی، تکلیف مرجع قضائی به بیان مجموعۀ دلائل و اسباب صدور رأی بر اساس استدلال منطقی است، به آنگونه که روشن شود تصمیم قضائیِ متّخذه، پذیرفتنیترین برآیندِ عقلانیِ آن مجموعه است. این تکلیف یکی از ثمراتِ تجدد فرهنگی است. در جامعهای بهنجار که انسان صاحب حق است، دستگاه قضاء چونان بخشی از پیکرۀ نظام اجتماعی، در خدمت شهروندان است. در جامعهای چنین، دادرس نه هر آنگونه که بخواهد، بلکه بر اساس دلائل منطقی اختلافات آنان را فیصله میدهد. آرامش این جامعه در گرو آن است که بر شیول کارکرد این نهاد نظارت داشته باشد و از موجّهبودن آراء آن اطمینان یابد. پس توجیه رأی پاسداشت حق اجتماعی و روانی افراد جامعه است.
نقطۀ آغازین در این نظارت آن است که دیگر شهروندان نیز، چون اطراف دعوی، دریابند که چرا دادگاهی در دعوائی معیّن، چنان رأی داده است. روشن است که پاسخ به این «چرا» را نمیتوان با رویاروی نشستن با هر دادرس صادرکنندۀ رأی و کاویدن ذهن و ضمیر او بازجست. پس به ناگزیر، فراهمآوردن این امکان بر دادگاه است. بر اوست که در دادنامۀ خود، بهروشنی به «چرا»های مقدّر پاسخ دهد. توجیه رأی آنگاه بهتمامی حاصل میآید که در آن، هیچ «چرائی» در سبب صدور آن، بیپاسخ نماند.
الزام دادرسان به «توجیه آراء قضایی» جلوهای تابناک از رویآوردن به عقلانیت و یکی از ابزارهای کارآمد برای تحقّق دادرسیِ عادلانه و برقراری امنیت قضائی در جامعه است. چه، رکن برجستۀ دادرسیِ عادلانه آن است که دادرس، جز آراستگی به فضائل اخلاقی، دارای صلاحیت علمی، جودت ذهن و قدرت استدلال بوده و پایبند به صدور رأی بر مبانی بخردانه باشد. درحقیقت، دادرس متعهّد به خدمت در نهادی است که بشارتِ احقاقِ حق و استقرار عدالت را میدهد. میزانِ بروزِ این اهداف مبارک تنها با بررسیِ چگونگی استدلال در آراء دانسته میشود.
اهمیت توجیه آراء قضایی، چونان بخشی جداناشدنی از ادب قضاء، مرا بر آن داشت که به سهم خویش، گامی هرچند کوچک در تبیین اصلِ یادشده بردارم و جنبههای گوناگون آن را واکاوم و ضرورت پاسداشت آن را یادآور شوم. گرچه آنچه در این جستار آمده، ناظر به آراء حوزۀ دعاوی حقوقی است، اما بسیاری از مباحث آن در دادرسی کیفری – که دارای پارهای تفاوتها با دادرسی در مسائل مدنی است ـ نیز به کار میآید.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.